مطالعات بین‌ رشته‌ای دانش راهبردی

مطالعات بین‌ رشته‌ای دانش راهبردی

جستاری در عمق راهبردی رژیم صهیونیستی در غرب آسیا؛ گذار از سرزمین به فضا

نوع مقاله : پژوهشی

نویسندگان
1 پژوهشگر ارشد و مدیر گروه سیاست خارجی مرکز پژوهش‌های مجلس
2 عضو هیئت علمی مرکز پژوهش های مجلس
چکیده
متغیرهای ژئوپلیتیکی غرب آسیا پس از طوفان‌الاقصی نشان داده‌اند که اتکا به برداشت‌های سنتی از مفاهیم راهبردی، تصویر دقیقی از رویکرد رژیم صهیونیستی در محیط پیرامونی به دست نمی‌دهد. درک واقع‌بینانه از این تحولاتِ شتابان، مستلزم بهره‌گیری از چارچوب‌های مفهومی روزآمدی است که توان بازنمایی واقعیت‌های میدانی و پویایی‌های صحنه نبرد را داشته باشند. بر این مبنا، پرسش اصلی پژوهش آن است که «عمق راهبردی» مورد نظر رژیم صهیونیستی در دوره پس از ۷ اکتبر بر چه مؤلفه‌ها و سازوکارهایی استوار است؟ لذا هدف تحقیق، تبیین ابعاد راهبرد نوین این رژیم و تحلیل گذار مفهومی آن از محوریتِ سرزمین به محوریتِ فضا است.یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که رژیم صهیونیستی دیگر تأمین عمق راهبردی خود را صرفاً در گرو کنترل سرزمینی نمی‌بیند؛ بلکه بدنبال خلق و گسترش «فضای حیاتی» در معنای مدرن آن در غرب آسیا است. این مفهومِ فضا، بیش از آنکه با سرزمین هم‌معنا باشد، با برداشت‌های کلاسیک ژئوپلیتیک ـ به‌ویژه اصل «فضای حیاتی» در اندیشه‌های هاوس‌هوفر ـ قرابت مفهومی دارد، هرچند محتوای آن امروز با عناصر کاملاً نوپدیدی تکمیل شده است؛ عناصری که یا در نظریه‌های کلاسیک مطرح نبودند یا نقش حاشیه‌ای داشتند. بر این اساس، نتایج نشان می‌دهد که در پرتو تحولات جدید منطقه، رژیم صهیونیستی عمق راهبردی خود را از ترکیب سرزمین با مؤلفه‌های ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی بازتعریف کرده است. بنابراین، عمق راهبردی این رژیم بیش از آنکه صرفاً بر جغرافیای سرزمینی استوار باشد، در قالب مفهوم گسترده‌تر «فضای حیاتی» قابل فهم است؛ فضایی که ظرفیت مورد نیاز برای پیشبرد راهبردهای نوین صهیونیستی را فراهم می‌آورد.
کلیدواژه‌ها
موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 08 مهر 1405