1
دانشجوی دکتری روابط بین الملل، واحد تهران مرکزی، دانشگآه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2
استادیار گروه علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
چکیده
با شکلگیری دولتملتها، مفهوم حاکمیت ملی پدید آمد و به تدریج با ظهور روندهای نوین در روابط کنشگران عرصه بینالملل، چالشهای تازهای برای این مفهوم ایجاد شد. این مقاله درصدد تبیین مفهوم «حاکمیتگریزی» در روابط بینالملل است، پدیدهای نوظهور که تحت تأثیر تحولات فناوری، جهانیشدن و ظهور بازیگران فراملی، چالشهای جدیدی را برای حاکمیت سنتی دولت-ها ایجاد کرده است. روش تحقیق این مقاله، تبیینگری است که در ابتدا با تحلیل محتوا نظریههای مختلفِ حاکمیت، ویژگیهای اساسی آن استخراج گردیده، سپس با استفاده از تحلیل منطقی و استدلال تقابلی نسبت به تعریف ویژگیهای جدید برای مفهوم حاکمیتگریزی اقدام گردید و در نهایت مفهوم حاکمیتگریزی در روابط بینالملل تبیین گردید. این تحقیق، از حیث موضوع و روش دارای نوآوری است. از طرفی چون به دنبال تبیین یک پدیده جدید است، فاقد فرضیه است. در تبیین حاکمیتگریزی مشخص گردید این واژه به عنوان یک الگوی نظاممند کنشگری است که با به چالش کشیدن ویژگیهای نهگانه حاکمیت ملی (سرزمین، ملت، مشروعیت، نهاد دولتی، استقلال، وفاداری، مسئولیتپذیری، اطاعتپذیری و اقتدار عالی) از طریق سه سازوکار اصلی «پرهیز و اجتناب از پذیرش»، «رهایی از سلطه» و «فرار از کنترل»، به دنبال ایجاد بدیلهایی برای مفهوم حاکمیت است. این پدیده نه بهعنوان طغیان آنارشیک، بلکه پارادایمی جدید در تقابل با مفهوم حاکمیت ملی و دولتملتها قرار گرفته و با ویژگیهایی چون فراسرزمینی، اجتماعات فرملی، مشروعیت فراملی، ساختارهای شبکهای فراملی و غیرمتمرکز، وابستگی متقابل، وفاداری چندپاره و اقتدار فراملی شناخته میشود.